.jpeg)
من به دنبال اتاقی خالی روزها میگردم تا از اینجا بروم.
من به دنبال اتاقی خالی کز دل پنجره اش عطر گل بوته ی شبنم زده ای میگذرد,کز دل پنجره اش ناله و سوز نی غمزده ای میگذرد,روزهاست میگردم تا از اینجا بروم.
من به دنبال گلیمی ساده,سقفی از چوب و حصیر,سر دری افتاده
من به دنبال هوای خنک آزادی و دری,پنجره ای باز به یک آبادی روزهاست میگردم تا از اینجا بروم.
من به دنبال هوای نه چنین آلوده,روزگاری نه چنین افسرده,مردمانی نه چنین پزمرده روزها میگردم تا از اینجا بروم.
من به دنبال اتاقی خالی روزها میگردم کز سر کوچه آن جوی آبی,چشمه ای میگذرد که مرا عصر به عصر به تماشا ببرد.
کاش که پیر زنی صاحب یک حوض پیر با دوتا مرغ و خروسو سگی بازیگوش کاش همسایه دیوار به دیوار اتاقم باشد.
کاش که در حیاطش باشد دو سه تایی از درختان بلند,چند تایی نارنج و چناری که کلاغی هر روز به سراغش برود و من هر روز به عشق گل روشان بروم پنجره را باز کنم
نظرات شما عزیزان:
|